تبليغاتX
افکار - بهای آگاهی

بعضی وقتها مثل الان وقتی به زنهای اطرافم نگاه میکنم فکر میکنم شاید این بهاییه که زنان نسل ما باید بپردازند: تنهایی. چه اونهایی که ازدواج کرده اند و طلاق میگیرند و چه اونهایی مثل من که نمیتونند به مردی انقدر اعتماد کنند که ازدواج رو براشون قفس نکنه. ما زنهای تنهای ۳۰ ساله.

پ.ن. من هنوز در مرخصیم.

پ.ن.۲. من مجبورم به خاطر احترامی که واسه ایشون قائلم یه خورده این پست رو باز کنم. بابک نوشته تنهایی توی خارج از ایران از کانتکست آگاهی خارجه و زن و مرد نمیشناسه. من اینو قبول ندارم. زنهای ایرانی همه اون دلایلی رو که مرد ایرانی داره واسه تنها بودن دارند (آشنا نبودن به اجتماع جدید٬ کم بودن آدمهای اطراف٬ زبان...) اما فرق اصلی زن و مرد ایرانی توی نقطه شروعشونه. مرد ایرانی وقتی میاد اینجا آدم جدیدی نمیشه. همون آدمه که پیشرفت میکنه...افقهای جدید جلوی روش باز میشه.اما مثل منی وقتی میاد اینجا چه توی رابطه های شخصیش و چه مسولیت و اختیارات اجتماعیش چیزهایی کشف میکنه که اصلا نمیدونسته وجود خارجی دارند. مهمترینش اینکه کم کم یاد بگیری در روزمرگی زندگی به خودت به عنوان یک انسان فکر کنی نه یک زن. زن بودن اینجا هویت آدم نیست فقط جنسیت آدمه. این خیلی تغییر بزرگیه که هر زنی باهاش مواجه میشه. اینکه چه جوری روت تاثیر بذاره بیشتر به اون آدمی بستگی داره که زیر زن بودن پنهان بوده. اگه خیلی متفاوت از شرح وظایفی باشه که واسه زنها توی ایران تعریف شده مطمئن باش سالهای سختی رو در پیش داری واسه اینکه بالاخره به آرامش برسی...همین سالهاست که ماها تنهاییم و مردها الزاما نیستند. زنها تنهاند تا وقتی تازه به نقطه ای برسند که مردها ازش شروع کردند.

پ.ن.۳. من از دیده های خودم جمع بندی کردم. گفتم که کلی گویی نباشه.

Balatarin + نوشته شده در 7 Jan 2007ساعت 6:29 PM توسط انار